تجربه کردم ، من کمال را تجربه کردم!

قوی سیاه روایت زندگی دختر جوانی به نام نینا (به بازیگری ناتالی پورتمن) هست که سال های زیادی به تمرین رقص باله پرداخته و در آرزوی انتخاب شدن برای نقش اول نمایش دریاچه قو اثر چایکوفسکی هست . بازیگر نقش اول باید نقش قوی سفید و قوی سیاه رو به

ادامه نوشته

وقتی برای انجام کارایی که دوست داریم

یکی از کارایی که همیشه دوست داشتم انجام بدم و شاید برای شما جالب یا حتی خنده دار باشه ترشی درست کردن بود . از خیلی وقت پیش تصمیم داشتم یه روزی خودم ترشی درست کنم و مدام امروز و فردا می کردم تا این که چشم انداختم به تقویم

ادامه نوشته

سالی که گذشت ، سالی که رسید ؛ ۱۳۹۵

قبل از هرچیز لازمه که فرارسیدن بهار و آغاز سال جدید رو تبریک بگم . نوشتن از سالی که گذشته و از سالی که قراره آغاز بشه در شرایطی که کمتر از نیم ساعت به آغاز سال جدید مونده کار سختی به نظر میرسه اما برای من لذت خاصی داره

ادامه نوشته

یک نصیحت غیر معمول به خانم ها ؛ بدون نفع شخصی!

شاید مقداری عجیب به نظر برسه و شاید هم نظر تو این باشه که من چون یه مردم دارم این حرف رو میزنم اما میخوام از هر زنی که این متن رو میخونه خواهش کنم مردش رو مغرور نگه داره و حتی اگه شوهرش مغرور نیست حس غرور رو در اون ایجاد

ادامه نوشته

طعم تلخ گذر سال ها …

شاید ۲۵ سالگی حس قشنگی باشه و شاید فرارسیدن تولد آدمی شیرینی خاصی براش داشته باشه اما چیزی که در پی هر سالگرد تولد آزار دهنده است اینه که یک سال دیگه هم از فرصت هاش سوخته . چند روز پیش ۲۵ ساله شدم اما چه سود که فرارسیدن بیست

ادامه نوشته

بازدید از مسجد ملک زوزن ؛ تحفه ی سفر قاسم آباد

ترم یک حسابی خستم م کرده بود و خوشحال بودم که با پایان امتحانات میتونم با آسودگی مدتی رو مال خودم و خونواده باشم و استراحت کنم و اولین بهره ای هم که ازش بردم عمل به قولی بود که چند وقته به خانومم داده بودم و مدام به دلیل

ادامه نوشته

از دور خیابانی به نظر می رسید

از دور کولی و خیابانی به نظر می رسید زنی که کنار خیابان وسط هیاهوی موتور و ماشین های عبوری توت های پای درخت را از زمین بر می داشت و می گذاشت توی پاکت پلاستیکی کوچک آن یکی دستش نزدیکتر که شدم وسط پیاده رو کودکی ایستاده بود خیره

ادامه نوشته

امسال حواس‌تان را جمع کنید!

مثل هر روز با تماس خانومم از خواب بیدار شدم و تا بیام لباس بپوشم و وسائلمو جمع کنم ساعت شده بود ربع به ۷ ، به یه عالمه عجله و هول هولکی دو لقمه صبحونه زدم و سوار اتوبوس شدیم و رسیدیم دانشگاه ، نزدیکای رودکی (دانشکده ادبیات دانشگاه

ادامه نوشته

چالش فلسفی! به نیازمندان خیابانی کمک کنیم یا نه؟

هممون تا به حال بارها و بارها با نیازمندان خیابونی روبرو شدیم . این افراد به دو دسته تقسیم میشن ، اونایی که هنر یا خدمتی برای عرضه دارن ، مثل اونی که گل میفروشه یا مثلا اونی که موسیقی خاصی رو داره مینوازه یا حتی اونی که آواز میخونه

ادامه نوشته

دانشجوی ارشد ؛ خوب یا بد؟

شاید اینطور به نظر برسه که قبول شدن تو مقطع ارشد و کلا دوره فوق لیسانس باید دوره لذت بخشی باشه اما واسه من اصلا اینطور نیست ، تصورم قبلیم این بود که قراره در هفته دو یا سه روز سر کلاس باشم و دو روز هم نهایتا صرف مطالعه

ادامه نوشته
جملات خواندنی
جورج اورول / ۱۹۸۴: آزادی آن است که بتوانیم آزادانه بگوییم دو بعلاوه دو می‌شود چهار. اگر این اصل پذیرفته شود، بقیه اصول به دنبال آن می آیند.

حسین اسلامی هستم ،  بی هدف افکار ذهن آشفته ام رو می نویسم و امیدوارم قرابتی بین نوشته های من و نگفته های خودتون احساس کنید .

و بگذار دیگران طور دیگر بیندیشند . من بر این باور نیستم که چارچوبه ی تکلیف مقام ما چندان تنگ باشد که بتوان از پس هر موعظه ای دست بر زانو نهاد و نشست ؛ آن سان که گویی تکلیفمان را به جای آورده ایم …

کانال تلگرامی من

آدرس

hoseineslami_ir
لینک کانال

بازدیدها: 7067