بگذار دیگران طور دیگر بیاندیشند . من بر این باور نیستم که چارچوبه ی تکلیف مقام ما چندان تنگ باشد که بتوان از پس هر موعظه ای دست بر زانو نهاد و نشست ؛ آنسان که گویی تکلیفمان را به جای آورده‌ایم .

وجدان بیدار / اشتفان تسوایگ

بگذار دیگران طور دیگر بیاندیشند . من بر این باور نیستم که چارچوبه ی تکلیف مقام ما چندان تنگ باشد که بتوان از پس هر موعظه ای دست بر زانو نهاد و نشست ؛ آنسان که گویی تکلیفمان را به جای آورده‌ایم .

وجدان بیدار / اشتفان تسوایگ

بگذار دیگران طور دیگر بیاندیشند . من بر این باور نیستم که چارچوبه ی تکلیف مقام ما چندان تنگ باشد که بتوان از پس هر موعظه ای دست بر زانو نهاد و نشست ؛ آنسان که گویی تکلیفمان را به جای آورده‌ایم .

وجدان بیدار / اشتفان تسوایگ

امروز کتاب «استالین و استالینیسم» اثر آلن وود رو مطالعه می کردم که نکته ی جالبی در مورد رمان جنگ و صلح به چشمم خورد. در جنگ جهانی دوم و زمانی که زمستان سرد روسیه لشکر آلمان نازی رو پشت دروازه های مسکو متوقف میکنه برای خیلی از بازیگران و ناظران صحنه ی جنگ سقوط مسکو حتمی به نظر میرسه، به ویژه که وقتی سازمان نظامی متشکل و منظم فرانسه در هم شکسته بود و فرانسه تسخیر شده بود کسی شانسی برای ارتش نامنظم و مشهور به خوشگذرانی و می گساری شوروی قائل نبود. با این حال ترکیب مجموعی از انتخاب های صحیح و همین طور خوش شانسی ها (از جمله همین زمستان سرد) باعث ناکامی ارتش نازی در تسخیر مسکو و عقب نشینی تدریجی اونها و در نهایت سقوط برلین توسط توسط ارتش سرخ شد.

یکی از این اقدامات و انتخاب های صحیح که برای من خیلی جالب و انگیزه بخش هست توجه حکومت شوروی به اسطوره های ملی و ادبیات هست . حکومت کمونیستی شوروی در حالی که زیر شدیدترین حملات دشمن قرار داره، دشمن در حاشیه ی مسکو سنگر گرفته و شهر لنینگراد در محاصره هست (محاصره ای که حدود دو سال و نیم به درازا می کشه و اگر علاقه داشته باشید می تونید روایتی عجیب و دردناک در موردش در کتاب «لنینگراد مغاک خون و مرگ» بخونید) شروع میکنه به انتشار گسترده رمان «جنگ و صلح» تولستوی و عرضه ی اون به قیمت خیلی ارزان در بین مردم. جنگ و صلح روایتی حماسه گونه از مقاومت روس ها در برابر ارتش ناپلئون در اوایل قرن ۱۹ هست و حالا در نیمه اول قرن ۲۰ بازخوانی اون رشادت ها باعث تقویت روحیه روس ها در برابر ارتش قدرتمند هیتلر میشه و اونها رو به عقب نشینی وادار می کنند.

واقعا ادبیات چقدر میتونه معجزه بخش باشه!

Views: 92

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جملات خواندنی
جورج اورول / ۱۹۸۴: در درازمدت، وجود یک جامعه‌ی طبقاتی فقط بر اساس فقر و نادانی ممکن می شود.

حال و هوای این روزهای من

معمولا وقتی آهنگ خوش ریتم و گوش نوازی میشنوم چند روزی درگیرش می مونم ، گاه گداری (اگه هواس پرتی مانع نشه) بعضی هاش رو میذارم اینجا شما هم گوش بدید .

(مادامی که روی دکمه پخش کلیک نکنید موسیقی بارگذاری نخواهد شد)

«آرشیو آهنگ هایی که تا امروز در این قسمت قرار گرفته»