فلسفه چیست؟ لوچانو د کرشنزو پاسخ می دهد

برای تعریف مفاهیمی از قبیل «فلسفه» شاید یک راه جامع و کامل کنار هم گذاشتن نظرات فلاسفه و فلسفه پژوهان باشد ، اما از آنجایی که این کار باعث می شود نظرات یک شخص به درستی و وضوح دیده نشود تصمیم گرفتم به جای نوشتن یک نوشته درباره تعریف فلسفه

ادامه نوشته

رودکی ؛ شاعر روشن بین

جعفر بن محمد رودکی (که بعدها ابو عبدالله نیز خوانده شد) در رودک سمرقندبه دنیا آمد و همانجا نشو و نما یافت . در کودکی حافظه ای قوی داشت . گویند هشت ساله بود که قرآن را حفظ کرد و به شاعری پرداخت . گذشته از آن آوازی خوش یز

ادامه نوشته

حسرت همدانی

حسرت همدانی متخلص به حسرت ، که تذکره نویسان به اسامی محمد تقی ، علی نقی ، نقی و ملا محمد تقی از او یاد کرده‌اند ، از شاعران سده سیزدهم و معاصر با فتحعلی شاه قاجار است . من این دیوان و دفتر جمع حسرت به عهد دولت قاجار

ادامه نوشته

واژگان هفته (۶)

آبستن : – نهفته و پنهان را گویند ، حیوانی که بچه در شکم داشته باشد . – زن یا حیوان ماده که بچه در شکم داشته باشد ، باردار ، آبست و آبسته و آبستان هم گفته شده . آب شدن : – کنایه از شرمنده شدن ، و

ادامه نوشته

واژگان هفته (۵)

آب زدن : کنایه از فرونشاندن و تسکین دادن باشد . آبزن : کنایه از آرام و تسکین دهنده باشد ، یعنی شخصی که مردم را به زبان خوش تسلی کند – و امر به این معنی نیز آمده است یعنی تسلی کن و تسکین بده . آب زیرکاه :

ادامه نوشته

واژگان هفته (۴)

آب در چیزی کردن : کنایه از دغلی و ناراستی به کار بردن باشد . آب در هاون سودن/کوفتن : کنایه از کار بیهوده کردن و مرتکب امری شدن که نتیجه نداشته باشد . آب رفتن : کنایه از بی عزت و خفیف شدن باشد . منبع : برهان قاطع

ادامه نوشته

واژگان هفته (۳)

آب در دیده/چشم ندارد : کنایه از آن است که شرم و حیا ندارد . آب در جگر ندارد : یعنی مفلس است و چیزی ندارد . آب در جوی توست : کنایه از آن است که بخت و اقبال و دولت و فرماندهی به دست توست . منبع :

ادامه نوشته

تاریخ فلسفه – درس اول : باغ عدن

لازم هست به جای مقدمه حرفهایی رو بنویسم که احتمالا بارها و بارها به بهانه هایی تکرار خواهد شد ، با این حال گفتنش در اینجا ضروری هست ، در سری پست های تاریخ فلسفه ، تاریخ فلسفه رو بر اساس تقسیم بندی یوستین گردر در کتاب دنیای سوفی مطالعه

ادامه نوشته

واژگان هفته (۱) : آب آتش زده

برهان قاطع : کنایه از اشک چشم است . خاکِ لب تشنه ی خون است و ز سرچشمه ی دل آب آتش زده چون چاه سقر بگشایید خاقانی و زآب آتش زده کز دیده رود سوی دهان تنگنای نفس از موج شرر بربندیم خاقانی من هم تلاش کردم از این

ادامه نوشته

حسین اسلامی هستم ،  بی هدف افکار ذهن آشفته ام رو می نویسم و امیدوارم قرابتی بین نوشته های من و نگفته های خودتون احساس کنید .

و بگذار دیگران طور دیگر بیندیشند . من بر این باور نیستم که چارچوبه ی تکلیف مقام ما چندان تنگ باشد که بتوان از پس هر موعظه ای دست بر زانو نهاد و نشست ؛ آن سان که گویی تکلیفمان را به جای آورده ایم …

کانال تلگرامی من

آدرس

hoseineslami_ir
لینک کانال

بازدیدها: 3382